یک برگه از دیکشنری ِ آکسفورد را کند و آمد پیش من و گفت باباجان این برگه را 5 بار بخوان .. تعجب کردم گفتم چرا .. گفت گوشاَت را بیار تا بگم : این برگه را 5 بار بخوان تا عقل بیاد تو کلهاَت و دیگه سیگار نکشی .. من هاج و واج با خنده ماماناَش را صدا کردم که بیا ببین چه میگوید .. دیدم ایشون از خنده سرخ شده است .. میگویم چه شده است مگر .. میگوید : آخه یک برگه هم به من داده و میگوید 3 بار بخواناَش تا غذاهایَت خوشمزه شوند! ..