عرفان در آينه
خانه
نامه خصوصي

بابا و مامان
شادي شاعرانه
راه زن


بایگانی موضوعی
لغت نامه [1]
متفرقه ها [2]
افاضات [2]
اولين آشنايي با پديده ها [1]
تصاویر [1]
صدا [1]
عکس العمل ها [5]

بايگاني ماهانه
October 2006
September 2006
August 2005
June 2005
May 2005
July 2004
June 2004
April 2004
December 2003

Powered by
Movable Type 3.2

« قبلي | صفحه اول | بعدي ?


2 بهشت جای مرده هاست

از جاده های شلوغ و تاریک امام زاده داود بالا می رفتیم .. عرفان واقعا خسته شده بود .. گفت : بابایی اینجا دیگر کجاست که آمده ایم؟ من خسته ام، بیا برگردیم .. گفتم : بابایی جایی اون بالا سراغ دارم که عین بهشت است، یه ذره صبر کن .. گفت : اه همینه دیگه، بیا برگردیم .. مگه نمی دونی که بهشت جای مرده هاست؟ .. می خواهی من رو ببری پیش مرده ها؟


افاضات | September 3, 2006 07:42 PM